امروز یـکشنبه 22 ارديبهشت 1401

استاد محمد جواد تربتی

ادیب ، شاعر ، نویسنده ، نمایشنامه نویس ،روزنامه نگار

(زاده 1284 شمسی تربت حیدریه  -  درگذشته 1349 شمسی )

استاد بیش از 40 جلد کتاب در رشته‌های روانشناسی، فلسفه و ادبیات و جامعه شناسی داشت که بارها تجدید چاپ شد.

 

 

مختصری از شرح زندگانی استاد محمد جواد تربتی

    استاد محمد جواد تربتی، ادیب، شاعر، نویسنده، نمایشنامه‌نویس، روزنامه‌نگار، از مفاخر ادب و فرهنگ کشور بود که از خطه‌ی تربت حیدریه برخاسته بود. او فرزند شیخ ابوطالب تربتی خراسانی از علما و فقهای طراز اول خراسان بود. علوم قدیم را نزد پدرآموخته و پس از طی دوران دبستان و دبیرستان در سال 1310 از دارالمعلمین عالی با رتبه‌ی اول در رشته فلسفه و ادبیات فارغ التحصیل شده بود. تربتی از سال 1314 تا 1320 به ترتیب ریاست دانشسرای فارس، دبیرستان فردوسی تبریز و دانشسرای تبریز را بر عهده داشت. او مجرّد زيست و در 30 فروردين 1349 با عارضه‌ی سكته‌ی مغزی، در سن 64 سالگی، درگذشت. در سال 1322 در سمتِ مدیر، نشریه‌ی پولاد، این روزنامه سیاسی عصر خود را منتشر کرد. تدریس فلسفه، روانشناسی، منطق، علم الاجتماع را در شعبه‌ی ادبی دبیرستان دارالفنون، دانشگاه پلیس، دبیرستان نظام و رشته‌های ادبی دبیرستان‌های تهران را سالها به عهده داشت و از این راه بسیاری از شخصیت‌های مملکتی، امرای ارتش، استادان دانشگاه‌ها شاگردان او بودند. هرکسی از محضر این استاد گرانقدر خاطره‌ای بس شیرین به یاد دارد. استاد دکتر مظاهر مصفا در مراسم بزرگداشت او در انجمن قلم گفت: تربتی در هیات ممیزه‌ی جامعه‌ی ایران درجه و لقب استادی گرفت و او را استادِ به حق می‌شناختند. کسی ابلاغ استادی به نام او صادر نکرده بود و او حاجت به چنین ابلاغی نداشت. حافظه و سخنوری و خوش‌قلمی و شیرین‌بیانی و فضل و فضیلت وی باعث گردید که در ذهن جامعه‌ی ما لقب استادی برایش فراهم گردد. دکتر مصفا تاکید کرد: من برای این لقبِ استادی خیلی ارزش قائل هستم. در مدارس قدیم کسی درجات رسمی و کاغذی به دیگری نمی‌داد. در طول سالیان لیاقت و صلاحیت هرکس به ثبوت می‌رسید جامعه و علم و ذهن عمومی مردم او را برمی‌گزید. استاد تربتی مسلما از پروردگان مکتب علم و ادب قدیم بود و با سرمایه‌ی نخستین و مایه‌ی ادبی حوزه‌های قدیم به دانشگاه آمده بود. من باید این نکته را متذکّر شوم که سرمایه حقیقی دانشگاه ما، لااقل در حوزه ادبیات و معارف اسلامی و حقوق مدنی، همان است که همواره از طریق شاگردان و استادان حوزه‌های قدیم درس و بحث و علم و ادب به دانشگاه راه یافته است و دریغا که همه رفته‌اند و هیچ‌کس نمانده است. دکتر مصفا اضافه کرد زمان ما برای تحصیل علم و ادب در معارف و فلسفه و حکمت و شعر و عرفان مقتضی مجاهده، طلبگی و طلب عطشناک چون سابق نیست. تحصیل در روزگار ما به حکم ضرورت برای راه انداختن چرخ معیشت است. هر مدرک تحصیلی بالاتر پول بیشتر در بر دارد. غیر از روزگار پیشین است که عطش و آتش و التهاب و اشتیاق تحصیل مشعل فروزانی برای روشن کردن دنیای درون و جهان باطن بود. استاد سمائی از قول ادیب نیشابوری نقل می‌کرد که در 12 سالگی پیش چشم او پدر و مادر و برادر و کسانش را سر بریدند و شکم پاره کردند نوبت او که رسید دست بازداشتند و او را در بیابان ها رها نمودند، وی سپس به غزنه رسده به آرامگاه سنائی رفته به خدمت درویشی در آمده و 20 سال خدمت او کرده و ارشاد یافته و همچنین مرحوم علامه بدیع الزمان فروزانفر در کودکی از بشرویه به خراسان رفته در کاروانسرائی اقامت کرده و روزها در بر خود می‌بسته و هیچکس را نمی پذیرفته و معلقات سبع را حفظ می‌کرده. امروز هیچ دانشجوی ادبیات 50 بیت شعر فارسی حفظ ندارد و عجیب این است که مقامات آموزشی اعلام کرده‌اند عنصر حافظه از میان رفته است. من بارها از استاد تربتی، منظومه حاج ملاهادی سبزواری را شنیده بودم او اشعار الفیه را گاه‌گاه می‌خواند. اشعار عربی مطول را از حفظ داشت و هرچه داشت از این قبیل معارف، سرمایه‌ای بود که در دوران نوجوانی در محیط علم و ادب حوزه‌های قدیم فرا گرفته بود. استاد بعد از شهریور 1320 به تهران آمد و در سال 1322 به کمک دوستانی نظیر استاد حبیب یغمائی، دکتر اسد‌الله مبشری، ابولحسن ورزی، دکتر امین‌فر، جواد فاضل، مهندس کردبچه، روزنامه‌ی ادبی سیاسی پولاد را منتشر کرد. دفتر روزنامه‌ی پولاد پناهگاه دانش‌آموزان سرگردان شهرستانی آن زمان بود. بسیاری از شعرا و ادبا من‌جمله احمد شاملو، ژاله سلطانی، زنده یاد کریم‌پور شیرازی، حمیدی شیرازی و... آثار خود را برای اولین بار در نشریه پولاد منتشر کردند.

استاد بیش از 40 جلد کتاب در رشته‌های روانشناسی، فلسفه و ادبیات و جامعه شناسی داشت که بارها تجدید چاپ شد.