امروز یـکشنبه 22 ارديبهشت 1401

حاج آخوند ملاعباس تربتی

حاج آخوندملاعباس تربتی

روحانی، عارف و واعظ معاصر شیعه

( زاده 1250شمسی تربت حیدریه - درگذشته 1322شمسی مشهد مقدس)

محل دفن مشهد مقدس- حرم مطهر امام رضا(ع)- صحن آزادی

 

امام خمینى(قدس سره):

"مرحوم حاج آخوند ملاّ عباس، پدر آقاى راشد، یک وقت در راه مسافرت وارد قهوه خانه اى مى شود... نماز که تمام مى شود، مى بیند از آن جوان ها و آن بساطشان خبرى نیست و خودشان رفته اند... حاج آخوند ملاّ عباس آنچه را به عنوان تکلیف تشخیص داد، عمل کرد کار خودش را کرد، کارى به این نداشت که آن ها خوششان مى آید و از او تبعیّت مى کنند یا نه. چون کسى که اتّکال به خداوند تبارک و تعالى دارد، از این که تنها بماند ابداً نمى ترسد..."

 

 

مختصری شرح زندگانی حاج آخوند ملاعباس تربتی

 

 

ملاعباس تربتی معروف به حاج آخوند ، در روستای کاریزک ناگهانی از توابع تربت حیدریه در یک خانواده متدین و پایبند به شئونات مذهبی درسال 1250شمسی چشم به جهان گشود.

پدرش ملاحسینعلی سواد مختصری داشت و قرآن و کتب فارسی را میخواند. او فرزندش عباس را نخست به مکتب خانه و سپس برای ادامه تحصیل به شهر تربت حیدریه فرستاد.

ملاعباس در شهر تربت حیدریه و مدرسه شیخ یوسفعلی ، نزد ملاعبدالحمید تربتی ، صرف و نحو را آموخت و پس از آن به تحصیل فقه و اصول روی آورد و برای تکمیل دانسته های خود به مشهد آمد ولی مدتی بعد به درخواست پدرش به روستا برگشت ، ازدواج کرد و به کشاورزی مشغول شد و کتابهای معالم ، قوانین ، لمعه و شرایع را آموخت و همه الفیه ابن مالک را حفظ کرد.

سال 1326 هجری قمری همراه کاروان ، پای پیاده به کربلا مشرف شد.

پس از بازگشت شیخ علی اکبر تربتی [ از شاگردان آخوند خراسانی] از نجف به تربت حیدریه ، ملاعباس کفایه الاصول را نزد ایشان فراگرفت . به اصرار ایشان ، شیخ عباس تربتی ، در روز 12 ذیقعده 1328 قمری به شهر تربت حیدریه آمد و آنجا ساکن شد و به تدریس مشغول گشت و به جای شیخ علی اکبر در مسجد ، نماز اقامه کرد.

ملاعباس مردی هوشمند و ژرف بین دربحث و فقاهت واهل کشف کرامت نیز بود . مادام که نهضت را برای او تبیین می کردند ، استقبال می نمود.

او به تاسی از علمای مبارز عصر ، حکومت را غاصب می دانست. ایشان در نامه هایی که برای حل مشکلات مردم به نمایندگان دولت می نوشت ، هرگز آنها را با القاب خطاب نمی کرد. از متصدیان امور می خواست تا مشکل مردم را حل کنند و خود هرگز خواسته های ناروای آنان را اجابت نمی کرد.

ملاعباس پس از بازگشت به شهر در حوزه علمیه مشهد وتربت حیدریه پس از نماز صبح نیز معمولا سه یا چهار درس مربوط به حوزه علمیه تدریس می کرد.

حاج آخوند سال 1337 قمری برای بار دوم به کربلا مشرف شد و پسرش مرحوم شیخ حسینعلی راشد را با خود برد و سال 1300 شمسی چند ماه در مشهد سکنی گزید ماه رمضان یکی از سال‌ها، حاج شیخ عباس قمی (۱۳۵۹-۱۲۹۴ ق در مشهد می‌ماند و در مسجد گوهرشاد به سخنرانی می‌پردازد ملا عباس تربتی برای بهره مند شدن از محضر محدث قمی ، سخنرانی خود در تربت حیدریه را تعطیل کرده و به مشهد وارد می‌شود و به عنوان مستمع، در مسجد گوهرشاد می‌نشیند. محدث قمی به محض مشاهده حاج آخوند تربتی، از منبر پایین می‌آید و می‌فرماید:
))با وجود حاج آخوند، زیبنده نیست که من موعظه کنم... ‌ای مردم! از ایشان استفاده کنید((
آن گاه از دوست صمیمی اش ملا عباس می‌خواهد که تا پایان ماه رمضان در آنجا سخنرانی داشته باشد.و در آن دوران مرحوم شیخ عباس قمی ، ملاعباس را به جای خود در مسجد گوهرشاد به منبر می فرستاد.

وی در زلزله خرداد 1302 تربت حیدریه با بسیج کردن مردم ، به کمک زلزله زدگان شتافت و سطح کمک های وی آنچنان بالا بود که توسط نمایندگان مجلس و رئیس الوزراء از ایشان تقدیر و تشکر شد.دراین زلزله وی کمک های نقدی ارسالی آمریکایی هارا نپذیرفت ورود کرد.

در سال 1306 به مکه مکرمه مشرف شد. شخصیت معنوی حاج آخوند به گونه ای بود که به رغم انعطاف روحی و تحمل دیگران ، تاثیر عمیقی روی آنها می گذاشت.سرهنگ نوایی رییس  شهربانی وقت خراسان در نوبت اول ماموریتش که هنوز جریان سال 1314 شمسی و حادثه قیام گوهرشاد پیش نیامده بود ، شبی در منزل مرحوم آیت الله میرزا محمد آقازاده گفت « من به هیچ یک از این آقایان اعتقادی ندارم ، فقط از حاج اخوند ملاعباس است که می ترسم که اگر نفرین کند اثر می کند»

حاج آخوند در زمان حضور روسها در خراسان 24 مهر 1322 خورشیدی دو ساعت از طلوع آفتاب گذشته در شهر تربت در خانه خویش فوت کرد و جنازه اش به مشهد انتقال یافت و در آخرین غرفه صحن نو ( آزادی ) در زاویه شمال غربی به خاک سپرده شد.

امام خمینی (ره ) در وصف حاج آخوند ملاعباس فرمود : « آخوند ملاعباس به آنچه میدانست درست است ، عمل کرد»

کتاب «فضیلت های فراموش شده» به قلم فرزند ایشان مرحوم حسینعلی راشد نگاشته شده است و تاکنون بیش از یکصدبار چاپ شده و به دهها زبان زنده دنیا ترجمه گردیده است.

 

در کلام دیگران

امام خمینی(ره):  در سخنی ملا عباس تربتی را فردی متکی به خداوند و نترس یاد کرده است.

شهید مطهری: در مقاله‌ای که در آبان ۱۳۳۵ در شماره۳ «مجله رادیو» نوشته است، ملا عباس تربتی را فردی زاهد و متقی و دارای خصلت‌ های پسندیده دانسته و می‌نویسد: وی با آنکه مردی روحانی و فوق ‌العاده محترم و مورد توجه مردم شهرستان تربت حیدریه بود و هر سال به وسیله او پول زیادی به فقرا و طلاب می رسید، هرگز غیر از نان عمل خویش نخورد و تا آخر عمر، با واجد بودن مقامات عالی روحانی، شخصا کشاورزی می‌کرد و مانند یک نفر رعیت زحمت می‌کشید. به‌همین جهت از حیث لباس و کفش با سایر روحانیون هم طبقه خود فرق داشت؛ زیرا لباس‌های او بیشتر شبیه کشاورزان بود. او پیری روشن‌ دل و روشن ‌ضمیر بود.

سخنرانی حداد عادل رئیس وقت مجلس شورای اسلامی در کنگره بزرگداشت ملا عباس تربتی

بدیع الزمان فروزانفر: که او را دیده بود وی را فردی که دنیا به دور او نگشته توصیف کرد

توصیف کرده است.

حسینعلی راشد فرزند ایشان  : درباره اوصاف پدر چنین بیان می‌کند: « با اطمینان می‌گویم که او مردی بود که نفْس خود را کشته بود».

آیت‌الله احمد جنتی:  از فقهای شورای نگهبان در خطبه‌های نماز جمعه تهران در ۱۵ مرداد ۱۳۷۲ و ۱۲ شهریور ۱۳۷۶ش، با تجلیل از شخصیت ملاعباس تربتی، همگان را به مطالعه کتاب «فضیلت‌های فراموش شده» فراخواند و او را از نوادر روزگار دانست که در بسیاری از جهات دومی نداشت.

 آیت‌الله خزعلی : نیز تحت تأثیر شخصیت ملاعباس تربتی، دو یادداشت کوتاه و بلند درباره وی منتشر کرده که در مقدمه کتاب فضیلت‌های فراموش شده درج شده است.