امروز یـکشنبه 22 ارديبهشت 1401

آیت الله محمدرضا ربانی تربتی

روحانی ، عارف ، حکیم ، مدرس فلسفه و عرفان

 زاده 1279 شمسی تربت حیدریه  –درگذشته 1395 شمسی تهران  ))

محل دفن حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)

 

برخی از آثار ایشان :کشف التهمه (در رد صوفیه) ، جلوه ربانی (درباره خاتمیت پیامبر اسلام)، صلوات ربانی (در بیان اسرار صلوات) ، معاد ربانی (اثبات معاد جسمانی و روحانی)، آیینه ایزدنما ( در بیان فضایل حضرت زهرا ) ، ملیکه ملک و ملکوت ( در فضایل حضرت زینب) و....

 

 

 

مختصری از شرح زندگی آیت الله محمدرضا ربانی تربتی

 

آیت الله محمدرضا ربانی تربتی فرزند مرحوم شیخ محمد کاظم ربانی تربتی در سال 1297 شمسی در تربت حیدریه به دنیا آمد.

و دروس مقدماتی را در حوزه تربت حیدریه آغاز کرد و به سفارش پدر خود در کنار فقه و اصول به فراگیری عرفان و حکمت روی آورد.

وی سپس به مشهد و پس از آن به  تهران مهاجرت کرد و در محضر علمایی همچون میرزا مهدی آشتیانی، محیی الدین الهی قمشه ای، سیدکاظم عصار، میرزا محمدعلی مدرس تبریزی، سید ابوالحسن رفیعی قزوینی استفاده نمود و به درجه اجتهاد رسید.

وی در آن دوران به همراه جمعی از شاگردان حلقه تدریس میرزا مهدی آشتیانی، هر روز صبح از تهران به تجریش می آمدند و در این مسافرت های علمی، آیت الله ربانی و امام خمینی(ره) در کنار جوی آبی می نشستند و با هم مباحثه فلسفی و عرفانی می نمودند.

پس از آن تا آخر عمر در تهران به تدریس کتب فلسفی و عرفانی ابن سینا، ابن عربی، ملاصدرا و ملاهادی سبزواری پرداخت.

میرزا مهدی آشتیانی در وصف ربانی نوشته است: « فخرالحکماء المتالهین، قرة العین العارفین، قدوۀ العلماء الراسخین »

میرزا رفیعی قزوینی نیز در وصف او فرمود: «­ ربانی برای تکمیل نفس و تهذیب اخلاق و نیل به کمالات روحی و مقامات شامخه جاودانی، از تمام مقامات و عنوان ها و ریاست های دنیویه صرف نظر نموده است و شبانه روز به تحصیل علوم عقلیه و تکمیل فضایل و اخلاق حمیده و ملکوتی پرداخت»

ایت الله ربانی یکی از نوادر روزگاربوده معمولا سخنان حکمت آموز را با شور و نشاط بیان می کرد به طوری که آیت الله العظمی میلانی درباره اش می فرمود : « ایشان آتشفشانی می کرد که قلوب مستعد از خود بی خود شده و وارد فضای ملکوت می شدند»

ایشان پس از سال ها تربیت شاگردان فراوان و هدایت مردم تهران و تدریس و تحقیق در سال 1395 وفات یافت و در صحن امامزاده عبدالعظیم حسنی در شهر ری مدفون شد.

از ایشان بیش از بیست کتاب به جا مانده، ازجمله : کشف التهمه (در رد صوفیه) ، جلوه ربانی (درباره خاتمیت پیامبر اسلام)، صلوات ربانی (در بیان اسرار صلوات) ، معاد ربانی (اثبات معاد جسمانی و روحانی)، آیینه ایزدنما ( در بیان فضایل حضرت زهرا ) ، ملیکه ملک و ملکوت ( در فضایل حضرت زینب) و....

گواهی ومعرفی میرزا مهدی آشتیانی ونیز ابوالحسین رفیعی قزوینی از شخصیت مرحومآیت الله محمد رضاربانی تربتی

متن گواهی دو فیلسوف و فقیه بزرگ، یعنی مرحوم میرزا مهدی آشتیانی و مرحوم سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، در معرّفی شأن علمی و حوزوی آیت‌الله ربّانی، جایگاه ایشان را در حوزه علوم و معارف اسلامی‌ نشان می‌دهد. مرحوم آشتیانی در همان دوره جوانی ربّانی، او را این گونه معرفی کرده است:

«کدّ و جدّ و اجتهد، حتّی صار بفضل‌الله تعالی، الّذی یوتیه من یشاء من العلماء الرّاشدین و الحکماء المتألّهین و العرفاء الشّامخین، الجناب العالم النّحریر، و الفاضل المحقّق، المتبحّر البصیر، قدوة العلماء الرّاسخین، و فخرالحکماء المتألّهین، و قرّة عین العارفین، العالم الرّبانی، و الحکیم الصّمدانی، و العارف المتألّه السبحانی، حجّة‌الاسلام الشیخ محمدرضا الربّانی التّربتی الخراسانی، لازالت انوار افاضاته شرّفه علی الاقاصی و الادانی، فیا اخوانی الفضلاء و یا طلاّب علوم الدّین، اوصیکم بمعرفة قدره و اداء حقّه، وان تستفیدوا من حضرته و اغترفوا فی بحر علمه و حکمته، و ارجو منه دام نصره ان لاینسانی من صالح الدّعاء فی اوقات مناجاته».

تعبیراتی از قبیل «فخر الحکماء المتألّهین»، «قرهّ عین العارفین»، «قدوه العلماء الرّاسخین»، «محقّق متبحّر بصیر»، «بحر علم»، «عالم ربّانی» و مانند آن ـ هرچند برای اَقران و اَمثال آیت‌الله محمدرضا ربِانی هم گفته و نوشته می‌شود ـ اما به هر حال فیلسوف بزرگی مثل مرحوم میرزا مهدی آشتیانی این سخنان را درباره ایشان صرفاً بر سبیل تبعیت صِرف از سنت معهود و تابعیت محض از عادت موجود بر زبان قلم نیاورده، هرچند مشابه نیز بسیار داشته باشد.

منحصر به فرد

فیلسوف و فقیه بزرگ، یعنی مرحوم سید ابوالحسن رفیعی قزوینی هم درباره آیت‌الله ربانی چنین گواهی داده است: «هرچند مراتب فضل و دانش جناب مستطاب شریعتمدار شیخ محمدرضا ربانی، از غایت اشتهار مستغنی از تعریف و توصیف است، ولی چون قاطبه اهل ایران از بابت عدم حشر و گوشه‌گیری معظم له اطلاع کامل از مراتب دیانت و تقوی و فضل و کمال ایشان ندارند، و معظم‌له علیرغم داشتن مناصب عالیه رسمیّه مطابق مدارک موجود از وزارتخانه‌های مربوط، برای تکمیل نفس و تهذیب اخلاق و نیل به کمالات روحانی و مقامات شامخه جاودانی، از تمام آن مقامات و عنوانات و ریاست‌های دنیویه صرفنظر نموده است و لیلاً و نهاراً به تحصیل علوم عقلیه و تکمیل فضائل و اخلاق حمیده انسانیّه و ملَکیّه، و مدت مدیدی در خراسان (مشهد مقدس) و تهران و ….، نزد اکابر علمای ادب از عجم و عرب و فقهای عظام، و همچنین نزد اینجانب، سنواتی به تکمیل تحصیلات خود در علوم مزبوره اشتغال ورزیده است، و الحق و الانصاف، بین اشخاصی که در درس حقیر حاضر شده و می‌شوند، از حیث قریحه و جودت استعداد و فهم، مشارالیه به بنان و معبوطِ اَماثل و اَقران بوده، و در فهم مطالب عالیه علوم عقلیّه و نقلیّه و ادبیّه و فقهیّه و فلسفیّه و عرفانیّه و ضبط بیانات اینجانب، در بین تلامذه اخیرِ اینجانب «منحصر به فرد» بوده و می‌باشد. بر همه افاضل محصلین، لازم و متحتمّ است که قدر ایشان را دانسته و استفاده نمایند».